Friday, August 20, 2010

صنعت – فرهنگ "مد"

امروزه جامعه شناسان در یافتن علت و ریشه مشخصی برای مد با مشکلاتی مواجهند. روانشناسان از شرح این تمایل روزافزون بشر عاجز مانده اند. علیرغم همه این مسائل، پرواضح است که سالها از پیدایش و شکل گیری این جنبش در جهان می گذرد. جنبشی که بخصوص پس از ظهورجهانی سازی فراگیرتر شد. فرآیند جهانی سازی در جنبه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر کشورها تاثیر گذاشته است. بنابراین می توان مد را تحفه آن دانسته، متعلق به قرن بیستم قلمداد کرد. در فرهنگنامه های مختلف با تعاریف کمابیش مشابهی از این واژه روبرو هستیم و آن لبی که در آنها مشترک است، مجموعه سلایق و عاداتی است که در دوره خاصی پیشرو می باشند. در فرهنگ معین ذیل واژه مد که همچون اغلب واژگان اشتقاقی با تلفظ فرانسه در ایران رایج و مصطلح گردیده اند، آمده است: "روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان، طرز زندگی، لباس پوشیدن و غیره را تنظیم کند." برپایه چنین تعریفی، مد اساساً واژه ای فرهنگی است چراکه مستقیماً با آداب و رسوم سرزمین سروکار داشته، آنها را تغییر داده و به سمت علایق و سلایق خود سوق می دهد و با آنها همخوان و همراه می سازد. در واقع در اولین قدم سنن را با آنچه خود هدیه آورده وفق می دهد و سازگار می سازد. اما استفاده از واژه مد تنها برای تشریح گونه ای پوشش بکار نمی رود بلکه فراتر از یک تعریف آکادمیک به رفتاری اشاره دارد که به نوع خاصی از اندیشیدن خواهد انجامید. این اندیشه متقدم، فرهنگ و خصیصه های متفاوتی با خود به همراه خواهد آورد. از سویی، اگرچه ریشه در هویت بشری دارد، می توانیم جنبه اقتصادی آنرا نیز در نظر داشته باشیم. در این نگاه –نگاه اقتصادی- مد امروزه به صنعتی تبدیل شده است که کارخانه های مختلف پوشاک و زیور آلات را به استخدام خود درآورده و کشورهای خاص و حتی مراکز و بازارهای خاصی مثل میلان در ایتالیا یا پاریس در فرانسه بعنوان تولید کننده یا بعبارت بهتر، بصورت طراحان این صنعت درآمده اند.

اینک از دیدگاه چپ، مد پدیده ای جهانی از جنبه فرهنگی است که دستاورد مستقیم استعمار نو (نئو کولونیالیسم) و کاپیتالیسم حاضر است. مد میوه نظام سرمایه داری است که نتایج و پسامدهای مختلفی در حیطه های گوناگون خواهد داشت. این تاثیرات بیش از همه در کشورهای جهان سوم (یا آنچنان که حکمرانان این کشورها می نامند، کشورهای در حال توسعه) مثل ایران بروز می یابند. بطوریکه بصورت بزرگترین ابزار رشد مصرف گرایی در آمده است.

در چنین شرایطی کشوری مثل ما، حتی اگر دارای پشتوانه فرهنگی مقومی باشد، استثناء نخواهد بود. بخصوص هنگامیکه نقش این فرهنگ ملی تارنما شده باشد. جهانی سازی فرهنگی همچون جنبشی جهانی مدتهاست وارد شده و روزبروز درحال رشد است حتی اگر احمقان در پی سرکوب آن باشند. هدایت کنندگان و کارگردانان جهانی مد تصمیم می گیرند که چگونه، کجا و چه وقت و چه چیز، پیاده سازی شود. چراکه آنان تولید کنندگان این صنعت- فرهنگ هستند و در سوی دیگر کشورهای مصرف کننده ای مثل ما که اگرچه فقیر نیستند اما هویت از دست داده اند. شاید در ایران نتیجه رواج مد کمی متفاوت بوده باشد و مثل اکثر پدیده ها و واژگانی که از غرب آمده اند، خواه در بستر فرهنگ یا اجتماع با رویکرد قهرآمیزی مواجه شده است.

از آنجا که امروزه هیچ ایدئولوژیی یارای ایستادن در برابر صنعت- فرهنگ مد را ندارد، همواره شاهد سیری صعودی در اقبال جهانی به مد خواهیم بود. و دریدا چه بجا می گفت که "امروز به شبح مارکس نیازمندیم؛ که سرمایه داری افسارگسیخته عمل می کند." این افسارگسیختگی سرمایه داری از آن جهت است که بالانس و توازن در جهان فلسفه و سپس در جهان عینی از میان رفته است.

"بورژوازی با استثمار بازار جهانی، به تولیدات و مصارف تمام کشورها مهر بین المللی میزند و همه ملتها را مجبور می سازد یا ساختار تولیدی بورژوازی را بپذیرند یا نابود شوند. آنان را مجبور می سازد تا چنین تمدنی را در سینه هاشان پرورش دهند به این معنا که تبدیل به بورژوازی شوند. جهانی را می سازد برگرفته از عکس خود و مشابه آن. (مانیفست حزب کمونیست، کارل مارکس و فردریش انگلس)

No comments:

Post a Comment